مرتضى مطهرى
131
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اثبات اين قاعده آوردهاند . برهان چهارم اجسام عالم در جسميت با يكديگر شريك هستند اما در نوعيت با يكديگر اختلاف دارند . همهء اجسام اعم از انواع جمادات ، انواع نباتات و انواع حيوانات در اين جهت شريك هستند كه جسم هستند ولى اختلافشان در صور نوعيه است كه مبدأ فصول است . مثلًا اين جسم ، نامى است و آن جسم غير نامى است ، اين جسم نامى حساس است آن جسم نامى غير حساس است ، كه دربارهء صور منوّعه بعد به تفصيل بحث خواهيم كرد . برهان چهارم مىگويد اگر جسم ، لذاته متحرك باشد يعنى خود به وجود آورندهء حركت خود باشد و همان جسميت مشتركه كه حركت را قبول مىكند موجد حركت جسم باشد لازم مىآيد همهء اجسام عالم در همهء حركات با يكديگر شريك باشند ، چون علت واحد ، معلول واحد را اقتضا مىكند . ( البته بعد خواهيم گفت كه بر مبناى سخن حكما صور نوعيه موجد حركت است ) . چرا اين سنگ كه حركت مىكند به طرف پايين مىآيد ؟ آيا اين فقط به واسطهء اين است كه جسم است يعنى داراى ابعاد سه گانه است ؟ خوب هوا يا آتش هم داراى ابعاد سه گانه است . آيا آن جسمى كه نمو پيدا مىكند از آن جهت نمو پيدا مىكند كه داراى ابعاد سه گانه است ؟ در اين صورت همهء اجسام بايد آن نمو و حركت را داشته باشند و حال آنكه مىبينيم همهء اجسام در همهء انواع حركات با يكديگر شركت ندارند ، بلكه ما به عدد انواع اجسام ، انواع حركات داريم و بلكه به عدد افرادِ اجسام افراد حركات داريم . پس معلوم مىشود آن جسميت مشتركه مبدأ اين حركات نيست . اين هم برهان چهارم . برهان پنجم برهان پنجمى اقامه شده است كه اين برهان همان است كه مرحوم آخوند در فصل پيش ذكر كرد و ايشان اين برهان را به بيانى كه در فصل پيش آمد عطف مىكند . خود مرحوم آخوند بيش از همه روى اين برهان تكيه دارد و آن اختلاف جهت قوه و فعل است . در فصل پيش خوانديم كه شىء از آن جهت كه متحرك است امرى بالقوه است ، يعنى حركت در عين اينكه كمال اول است و در عين اينكه فعليت اولى است ،